تبلیغات
آبـــــــــــــــــــلشــــــــــــــــــــــکــــــــــر - خــــدایا بــــاران رحمــتت را بــــبــار

خــــدایا بــــاران رحمــتت را بــــبــار

نویسنده : sمحمد
تاریخ:پنجشنبه 8 دی 1390-09:29 ب.ظ

این روزها همه اخبار  را برای قسمت هوا شناسی  نگاه میکنند و بعدش هم بحث پیرامون همین موضوع است.
شبکه بیای بیرون و تا پایین ده بیای میبینی عده ای دور اتش تا دیر وقت نشستن. و صحبت از بارون و کشاورزی های 
است . که ارام ارام و با شبنم سبز شدن و منتظر بارونن.و عده ای که هنوز هیچ کشت نکردند. و منتظر بارونن
این کشاورزی دیم هم  چقدر ریسک داره. وامیداست خداوند رحمتش را ببارد.و رونق به کسب کار مردم برگردد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Anastasia
جمعه 16 تیر 1396 07:48 ب.ظ
Hi, I do think this is an excellent blog. I
stumbledupon it ;) I am going to revisit yet again since i have book marked it.
Money and freedom is the greatest way to change, may you be rich and
continue to help other people.
std home test
دوشنبه 5 تیر 1396 05:02 ب.ظ
بسیار core از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب اصل آیا واقعا حل و فصل خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما در واقع قادر به من مؤمن اما فقط برای
while. من با این حال کردم مشکل خود
را با فراز در منطق و شما خواهد را خوب
به پر کسانی که شکاف. که شما در واقع که می توانید انجام من می قطعا تا پایان
در گم.
std clinics near me
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 05:11 ق.ظ
بسیار چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر
شدن دلنشین اصل آیا نه نشستن درست با من پس از برخی از زمان.

جایی درون جملات شما موفق به من مؤمن اما فقط برای while.
من هنوز کردم مشکل خود را با فراز در منطق
و شما ممکن است را سادگی به پر همه کسانی معافیت.

در این رویداد شما در واقع که می توانید
انجام من را قطعا بود تحت تاثیر
قرار داد.
Bryon
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:08 ق.ظ
I am regular visitor, how are you everybody? This piece of
writing posted at this site is really good.
سورا
دوشنبه 26 دی 1390 01:19 ب.ظ
ا" بوی نان تازه " - " شاعر : مدینه ولی زاده جوشقان "
کو ؟ چه شد ؟

آن خانه ی کاهگلی ی کودکی ام!

بوی نم بوی رطوبت بر خاک

بوی کاه گل

وقت باریدن باران نم نم

بوی گوجه های قرمز توی باغچه ی حیاط!

بوی فلفل و خیار

شعله های سرخ و رقصان تنور

بوی نان تازه

حس گرمی ی نگاه پدرم

خنده های مادر

جست و خیز و شادی کودکیم

فارغ از هر قید و بند

دست تو دست بچه ها

پا برهنه توی کوچه های ده

بازی قایم باشک!

اوستا زنجیر باف و گرگم به هوا

شامه ی نرم و نوازشهای باد

توی پیچ کوچه باغ

روی بال هر نسیم

کودکی هایم مرا می خواند

امیر
دوشنبه 26 دی 1390 04:08 ق.ظ
دلتو صابون نزن امسالم خبری از سرسبزی نیست این بهارم خشکه جوونام نمیتونن برن علف
یکشنبه 25 دی 1390 09:03 ق.ظ
سلام بر بچه های با صفای آبلشکر
گلابتون
دوشنبه 12 دی 1390 01:13 ق.ظ
به امید باران فراوان وبه موقع !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر